جمال الدين محمد الخوانساري

53

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

كينه‌ها ، يعنى از اين كه آدمي از براي أمور دنيا كينهء كسى را در دل گيرد وفرمان اين كينه برد وخواهد كه اذيّتى باو رساند . 1805 إخوان الصّدق زينة في السّرّاء وعدّة في الّضرّاء . برادران راستى يعنى آنان كه دوستى ايشان راست باشد وبمحض زبان نباشد زينت وآرايشىاند در شادى وسرور ، ومهيّا كرده شده‌اند در سختى يعنى مهيّا كرده شده‌اند از براي اين كه در سختيها مدد اين كس كنند واگر توانند دفع بلا واذيّت از اين كس كنند واگر نه رفيق وهمراه باشند با اين كس ، وبايشان انس وآرام گيرد وبلا ومصيبت چندان ننمايد . 1806 الدّولة تردّ خطأ صاحبها صوابا وصواب ضدّه خطاء . دولت برميگرداند خطاى صاحب آنرا صواب ودرستى خلاف آنرا خطا ، يعنى صاحب دولت اگر خطائى بكند مردم آنرا صواب ودرست وانمايند وخلاف آنرا كه صواب ودرست باشد خطا گويند وغلط شمارند . 1807 الخرق معاداة الآراء ومعاداة من يقدر على الضّرّاء . حماقت وكم عقلي دشمنى كردن است با رأيها وانديشه‌ها ودشمنى كردن با كسى كه قادر باشد بر ضرر رساندن باين كس ، ومراد به « دشمنى كردن با رأيها » اين است كه هرگاه رأى مردم بر چيزى قرار گيرد دشمنى كند با آن رأيها وحكم بخطاى آنها كند وگويد كه رأى صواب فلان است خلاف رأى ايشان ، واين در وقتي است كه داند كه رأى ايشان درست است ورأى أو غلط ، واز راه عداوت با صاحب رأيها چنين كند ، وممكن است كه مطلق باشد وشامل صورتي نيز باشد كه در واقع رأى ايشان را غلط داند ورأى خود را صواب داند و « كم عقلي بودن آن » باعتبار اين باشد كه كم است جمعى در رأيي متّفق باشند وغلط كرده باشند ورأى أو بتنهائى صواب باشد پس جرأت بر چنين امرى كردن وقرار بر رأى خود دادن حماقت وكم عقلي